سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ساعت یک و نیم آن روز

بسم الله
.
برای شمر بودن لزومی ندارد سر از تن امام جدا کنی!
خدا هر کس را به وسعت امکانات خودش اجر و عقاب می‌دهد!
.
.
.
برای حمالة الحطب بودن نیازی نیست روی سر پیامبر خاکستر بریزی!
در محدوده خودت آتش بیفروز
فتنه کن
هر کجا دستت می‌رسد آشوب بپا کن
مرحبا!
اینگونه تو و أبی لهبت هر روز نزول تبت یدی را تازه می‌کنید!
.
راستش ام جمیل هم پیغمبر را می‌خواست!
یعنی بس که می‌خواستش تحمل نداشت محمد، فرزند دیگری باشد!
آنهمه زیبایی
آنهمه مهربانی
آنهمه محبوبیت
باید در فرزند ام جمیل می‌بود نه در کودک آمنه!
.
راستش ام جمیل آتش حسادتش را به جان خرید!
.
.
تو هم شبیه همو باش
بگذار شعله‌های حسادتت به دامان خودت بگیرد!
أبی لهب بیچاره‌ات را هم در آتش خشم و کین خود بسوزان!
.
.
آن شب آن شبی که خودت می‌دانی چه کردی!
من شیطان را دیدم که در منظر تو هبوط کرده بود
نعره می‌زد، دست تکان می‌داد و جهنمش را بر روی تو تف می کرد!

حرفهایت برای من ارزنی نمی‌ارزد!
لیک یک حرفت بر دلم داغ می‌زند!
« ما مورد تأیید حضرت زهراییم! »

راستش دلم برایت می‌سوزد وقتی اینهمه از خودت مطمئنی!
.

از ما که گذشت!
تو اما حواست به حضرت زهرایت هست؟!
.
.
مخاطب خاص من!
کاری که تو میکنی بنده هم اگر ببخشد
خدا نمی‌بخشد
شک نکن!
.



نوشته شده در دوشنبه 95 مهر 5ساعت ساعت 8:18 صبح توسط ملیحه سادات| نظر

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin