وبلاگ :
ساعت يک و نيم آن روز
يادداشت :
وعده ما امروز بعد از نماز جمعه
نظرات :
6
خصوصي ،
22
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
يك دوست
اي کاش من به همراه زينب اسير شده بودم
که هرگاه دشمنانم به سويم مي آمدند، او ياريم مي کرد
من مريم نيستم که فرشته ها به ديدنم بيايند
و مانند او بگويم : "اي کاش..."
2
، بله من شرم مي کنم از اين قياس
و از شدت غم فرياد مي زنم : خدايا
آيا فرياد و دعاي مرا نمي شنوي؟
باز هم از ملکوت نسيمي برايم بفرست
به توسل من و به اسم هاي بزرگي که بر زبان دارم
که در در دل خود آسمان پاکي را ببينم
"عذرا" و "زهرا" و "حورا" را
تا روحم و همه ي اعضايم آرامش پيدا کنند
و بدنم به سرنوشتم خو بگيرد