سفارش تبلیغ
صبا

ساعت یک و نیم آن روز

 چه می شود که بین تمام یاران حسین ع، بلکه بین تمام شهیدان تاریخ عباس ع ممتاز می شود؟!
پاسخ این سؤال را در سیره ابالفضل ع جستم. ادب و وفا، بارزترین ویژگی اخلاقی عباس ع است؛ ادبی عجیب! عباس ع هرگز پیش تر از حسین قدمی برنداشت، همیشه در مقابل ابا عبدالله ع دو زانو می نشست، یعنی به حالت آماده باش و گوش به فرمان، هرگز- جز در لحظه شهادت که آن هم قصه ای دارد که بارها شنیده ای- به خود اجازه نداد که ابا عبدالله ع را برادر خطاب کند؛ ادبی عجیب... و وفایی عجیب تر! در قص? وفا و ادب عباس ع همین بس که وقتی به شریع? فرات رسید آب ننوشید؛ فقط برای این که اربابش تشنه است، فقط برای این که هرگز به خود اجازه نداد پیش از مولایش حتی آب بنوشد!!!
اما این ها راز ممتازی عباس ع نیست!!!
بنگر که أئمه وقتی از عموی خود می گویند و به او مباهات می کنند درباره حضرتش چه می گویند! در تعبیری از حضرت امام صادق ع آمده است که عموی ما نافذالبصیره بود. به نظر، راز جاودانگی عباس ع همین بصیرت نافذش است.
این بصیرت مگر چیست که یک نفر را می کند دردانه 14 معصوم؟!
بصیرت این است که در هر جایگاهی وظیفه ات را بشناسی و به بهترین شکل به آن عمل کنی؛ درست مثل عباس...
اما عباس ع این بصیرت نافذ را از کجا آورده بود؟! جوابش را فقط باید در ولایت مداری عباس ع  جست! این همه اطاعت، این همه گوش به فرمانی! مگر عباس ع پهلوان نبود؟ امیر لشکر نبود؟ علمدار نبود؟ حالا کیست که نداند عباس ع در میدان شهید نشد؟! عباسی که دلش برای میدان رفتن پر می زد، هر بار که برای اذن گرفتن آمد و جواب رد شنید هرگز نگفت چرا؟! فقط گفت چشم! و حالا امیر لشکر، نه برای جنگ فقط برای آب آوردن باید برود! هرگز نگفت چرا من؟! بگذار دیگری در پی آب برود و من به میدان؛ باز هم مثل همیشه فقط گفت: چشم...
اصلا هیچ کلامی شایسته عباس ع نیست، جز این که عباس ع  به حق پسر علی ع است...!

 



نوشته شده در سه شنبه 91 فروردین 22ساعت ساعت 12:33 عصر توسط ملیحه سادات| نظر

نمی شود باور کرد که تحول حرّ در یک آن و یک لحظه بوده، اصلاً این از عدالت به دور است که یک نفر عمری را در مسیری دیگر طی کرده باشد و آخر با یک نگاه از این رو به آن رو شود! آن وقت آن دیگری که از ابتدای عمر سعی کرده خوب باشد از او عقب بماند...!
نمی توان پذیرفت که حرّ یا امثال او - که در تاریخ کم هم نیستند- از قبیل رسول ترک، فضیل عیّار و... در یک آن از این رو به آن رو شده اند. این واقعاً از عدالت به دوراست!
امکان ندارد آخر قصه در یک لحظه، عوض شده باشد! باید رفت و گشت دنبال آن سلسله ای که رخ داده، آن سیری که طی شده و آن زنجیری که در هم تنیده تا آخر رسیده به این جا!
قطعاً در وجود حرّ یک جریان وجود داشته، یک سیر الهی وجود داشته که همین جریان، با جرقه ای صبح عاشورا می شود یک انفجار! ما فقط همین انفجار آخر را می بینیم و دائم بر این نکته تأکید داریم که ناگهان متحول شد؛ ولی مگر می شود که انفجار همین طور صورت بگیرد؟! حتماً یک فرآیند در پشت آن هست. اگر انفجاری رخ داده، سوختش از کجا آمده؟! حتماً قبل از عاشورا یک سیری طی شده که حالا رسیده به این جا! ما فقط همین انفجار را می بینیم و بعد می گوییم همه چیز یک لحظه بود! نخیر همه چیز یک عمر بود! حتماً حرّ، عمری در وجودش چیزی بود که حالا همین دم آخر راه یافت!
من در تمام عمرم چه کرده ام که حالا انتظار آتش گرفتن داشته باشم؟!



نوشته شده در جمعه 91 فروردین 4ساعت ساعت 10:13 عصر توسط ملیحه سادات| نظر

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin